چاپ عصر: عطرکاغذی

در عصری هستیم که کتاب‌های کاغذی دارن منقرض میشن، و هر لحظه تهدیدهای جدیدی برای حذف اونها سر از تخم بیرون میارن. نمیتونم دنیایی بدون کتاب کاغذی رو تصور کنم. تکلیف کتاب خونه‌های چی میشه؟  درسته که در بعضی از خونه‌ها و شرکت‌ها کتابخانه جنبه تزئینی داره ولی من کتابخانه رو دوست دارم. وقتی وارد خونه یا شرکتی میشم و می‌بینم کتاب‌خونه‌ی خوب و قشنگی داره ذوق می‌کنم 🙂

title

آیا در این ماجرا تکنولوژی پیروز میشه یا نه. نمی‌دونم آیا چند نسل بعد از ما کتاب رو به عنوان یک وسیله تزئینی نگاه خواهند کرد، یا نه هنوز هم برای سرگرمی یک کتاب کاغذی به دست میگرین و توی کاناپه لم میدن و کتاب می‌خونن. امیدوارم تصور دوم درست باشه.

اما مقدمه بالا شروعی بود برای سری دوم چاپ‌عصر با نام عطرکاغذی
این سری هم مثل قبل، هر روز راس ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر یک عکس در توییتر منتشر خواهد شد که به کتاب، کتابخانه و یا کتاب‌خوانی ارتباط خواهد داشت. این بار بعد از انتشار هر عکس در توییر، همزمان این پست با عکس جدید به روز رسانی خواهد شد.

امیدوارم که مورد استقبال دوستان قرار بگیره 🙂

چاپ عصر : خودشیفتگی

امروز ۱۴ آبان ۱۳۹۳ انتشار اولین سری از مجموعه‌های «چاپ عصر» در توییتر به پایان رسید. مجموعه‌ای از عکس‌هایی که افراد، در برابر آینه و با دوربین‌ از خود میگرفتند، تمام این عکس‌ها از وبلاگ A MAN CALLED OLD FASHION جمع آوری شده بود. و حدود بیش از صد عکس بود که من فقط ۲۹ عکس رو با سلیقه خودم از این مجموعه انتخاب کردم و در توییتر باز نشر کردم. (یک عکس هم از طرف دوستم روح‌الله معماری ارسال شد)

اما چه چیز در این عکس‌ها من رو به خودش جلب کرد ؟ چند سال قبل که این عکس‌ها در وبلاگ آقای اولدفشن منتشر می‌شد من فقط از سر کنجکاوی و علاقه به جمع کردن عکس‌های سریالی این مجموعه رو در سیستم خودم ذخیره کردم. اما بعد از مدت‌ها وقتی ایشون بروزرسانی وبلاگ خودشون رو متوقف کردن پستی که زدم و ایشون و وبلاگ ایشون رو معرفی کردم. بعد با خودم فکر کردم که انتشار بخشی از این وبلاگ در توییتر میتونه برای دیگران جالب و جذاب باشه.

evening_edition-narcissism

 

مثل سایه در شب

سی روز هست که هر شب ساعت ۹:۳۰ یک تصویر سیاه و سفید منتشر می‌کنم که خیلی ساده هستند. هر کدام برای خودشون حالی دارن. خوشحال، ناراحت، عصبانی، احمق و  . . .


post
اما هدف من از انتشار این تصاویر چی بود ؟

اگر مارک زاکربرگ در استارت‌آپ ویکند شرکت می‌کرد

به داستان زیر دقت کنید :

مارک زاکربرگ در زمان تحصیلش در هاروارد زبان برنامه نویسی Z را پایه گذاری کرد که در حال حاضر بعد از گذشت ۱۰ سال به یکی از بهترین زبان های برنامه نویسی تحت وب تبدیل شده. مارک در یکی از مصاحبه های خود گفته بود که در زمان تحصیلش در هاروارد در یک رویداد دانشجویی شرکت کرده بود و ایده ساختن یک شبکه اجتماعی را داشت. ولی با توجه به این که در آن زمان سایت‌هایی مانند MySpace و یاهو 360 فعالیت خودشان را شروع کرده بودند ورود به این حیطه کار احمقانه‌ای به نظر می‌رسید و ایده مارک کلا از رویداد کنار گذاشته شده بود. او می‌گوید :‌ «در زمان فعالیت سه روزه در این رویداد متوجه ضعف‌هایی در زبان برنامه نویسی php شدم. به همین دلیل پس از رویداد پروژه  ساختن یک زبان برنامه نویسی تحت وب را شروع کردم. من نمی‌خواستم کار خارق العاده‌ای بکنم و فقط می‌خواستم برخی ضعف‌های موجود رو برطرف کنم»
در حال حاضر ۶۰ درصد وبسایت های دنیا با زبان Z ساخته شده‌اند و  زاکربرگ هم علاوه بر تدریس در هاروارد به توسعه این زبان کمک می‌کند.

 

این که داستان بالا ساختگی بود شکی نیست. ولی این که اتفاقات مشابه تا به حالا چقدر رخ داده جای بحث داره. البته در داستان بالا بهترین وضیعت ممکن برای زاکربرگ در نظر گرفته شده.

آقای اولدفشن

در چند ساله اخیر وبلاگ های زیادی بوده که همیشه و هر روز بهشون سر میزدیم،یک وبلاگ که خیلی دوستش داشتم اما چند وقتی هست که دیگر به روز نمی‌شود و صاحب وبلاگ به فیسبوک کوچ کرده و مطالبش رو در اونجا منتشر می‌کنه.

وبلاگ A MAN CALLED OLD FASHION تقریبا ۷ ماهی هست که دیگر به روز نمی‌شه. نمی‌دونم دلیلش چی هست. قبلا وبلاگ هر روز با یک برنامه ریزی خیلی دقیق و عالی به روز می‌شد،بیشتر مطالب در مورد عکس  و عکاسی بود، با عناوین و توضیحات بسیار خوب و بخش بندی های عالی. مثل «در ستایش عکاس» و یا «سربازان یک چشم» و عنواین جالب دیگه. نکته بسیار خوب دیگه این بود که اگر قرار بود چند روزی پستی منتشر نشه، صاحب وبلاگ در پستی به روی سن میرفت و اعلام می‌کرد که چند روزی به مرخصی می‌رود و وبلاگ تا فلان روز و فلان ساعت به روز نخواهد شد.

لینوکس یا گنو/لینوکس

از اوایل کار با سیستم عامل گنو/لینوکس همیشه با این موضوع درگیر بودم که چرا باید بگیم گنو/لینوکس درسته که گنو یک بنیاد هست ولی خوب اگر هسته لینوکس نبود این بنیاد شاید با این سرعت گسترش پیدا نمیکرد، یا شاید هم میکرد. به هر حال عصر امروز یک توییت کردم به این شکل زیر :

#لینوکس همون گنو/لینوکس هست
هر چی دلتون خواست صداش کنید

دوستی در در کمال آرامش به توییت من جواب داد و من رو قانع کرد. عکس گفتگوی توییتری خودم و ایشون رو اینجا قرار میدم تا اگر برای کسی سوال مشابه سوال من پیش اومد شاید به دردش بخوره

linux-twitter

 

چند لینک قابل مطالعه :

  1. بنیاد نرم افزار آزاد
  2. لینوکس
  3. نرم افزار آزاد
  4. نرم افزار متن باز

ممنون و متشکرم از دوست با حوصله که زامبی نبود

 

لطفا زامبی نباشید

در عصری زندگی میکنیم که شرکت های بزرگ محصولات موازی زیادی تولید میکنند. مثل ماکروسافت، اپل، گوگل و خیلی های دیگه. بسته به زمینه کاری و یا علایق شخصی، ما یکی از این‌ها رو به عنوان گزینه اصلی استفاده میکنیم. حالا شاید به صورت ترکیبی هم استفاده بکنیم، ولی همیشه به یکی از این محصولات تعلق خاطر بیشتری داریم.

Funny-Zombie-21

چرا تعلق خاطر بیشتری داریم ؟

  • چون بهتر از بقیه برای ما کار می‌کنند ؟
  • چون ظاهرش رو دوست داریم ؟
  • چون استفاده از اون محصول کلاس بیشتری داره ؟
  • و هزاران دلیل دیگه

نامه سرگشاده من به آقای ایرانسل

سلام آقای ایرانسل

از بخت بد من و بخت خوب شما مخابرات تهران قصد ندارد خط PCM من رو که فقط برای اینترنت خریده بودم رو درست بکنه، و من مجبورم که یکی از سرویس های وایمکس رو جهت گذاران زندگی انتخاب بکنم که از قضا درست خورده به تور شما. حالا سرعت کم و اینا که دیگه گفتن نداره، و بیچاره شما هم در این مورد مقصر نیستی. اما در مورد سیستم داخلی و سرویس دهی که دست خودت هست. یا اون هم نیست ؟

من چند روز پیش با یک حساب دو دو تا چهارتا، فهمیدم که خط 512 محدود به درد من نمیخوره و بعد از بررسی قصد کردم که خطم رو به 1 مگ نامحدود تغییر بدم. یا به قول شما تغییر تعرفه بدم. با توجه مطالبی که در سایت درج کرده بودید این کار رو موکول کردم به پایان دوره.

وارد پنل شدم و سعی کردم از طریق قسمت «مشاهده/تغییر تعرفه» درخواست خودم رو ثبت بکنم. اما از طریق سایت هیچ پیغامی مثبتی برای من نمایش داده نشد و فقط میگفت الان نمیشه و اینجور چیزها. تا اینکه یک اس ام اس (همون پیامک) به شرح زیر برام ارسال شد

کاربر گرامی، درخواست تغییر طرح تعرفه ثبت شد. لطفا مبلغ 864000 ریال پرداخت نمائید.

چون نصف شب بود و من تجربه کار با سیستم شما رو نداشتم و همیشه توی اینترنت دیده بودم که ملت با شما سر این موضوع درگیرن، با خودم گفتم بذار باشه برای فردا، تماس میگیرم راهنمایی میکن

ایده آزاد : CloudAlias

سلام به همه دوستان عزیز

آرش میلانی یک چالش رو شروع کرده به نام چالش طراحی سرویس که در این چالش قرار هست یک سرویس رو راه اندازی کنیم و در عرض شش ماه اون رو به در آمد زایی در حدود ماهانه 5 میلیون تومان برسانیم. در مورد چگونگی این کار میتونید به پست آرش مراجعه بکنید.

IranDevChallenge

هدف من از این پست پیوستن به این چالش هست. با این تفاوت که من فقط ایده رو میدم حالا اگر افرادی جمع شدن و اعلام آمادگی کردن که این ایده راه اندازی بشه که چه خوب. اما اگر کسی نیومد یا گروهی تصمیم گرفتن بدون حضور من این ایده رو عملی کنن من خیلی خوشحال هم میشم. فقط تنها چیزی که میخوام این هست که من رو در جریان پیشرفت کار قرار بدن، همین

آگهی همکاری

سلام دوستان

با توجه به این که در حال انجام مقدامات لانچ یکی از پروژه های شرکت هستیم. قصد استخدام یک همکار جهت فعالیت در شبکه های اجتماعی را داریم. به دنبال فردی هستیم که در حال حاضر خودش در توییتر و یا فیسبوک فعال باشه و بتونه اکانت پروژه رو مدیریت بکنه.

مشخصات مثل زیر :

  1. قعال در شبکه های اجتماعی.
  2. تسلط نسبی به زبان انگلیسی برای ترجمه برخی موارد.
  3. با روابط عمومی بالا و با حوصله، چون این شخص پلی میشه بین پروژه (پروژه ها) و کاربران.
  4. در حال حاضر ضرورتی برای حضور فیزیکی در محل شرکت نیست. پس نیاز نیست حتما تهران باشید.
  5. داشتن تجربه وبلاگ نویسی امتیاز محسوب می‌شود.

جهت ارتباط با من می‌تونید به آدرس saderi روی جیمیل برای من ایمیل بفرستید.