وقتی از ربات حرف میزنم از چه حرف میزنم

توی تاکسی نشسته بودیم و بحث ایرانسل و هک شدنش مطرح بود. که راننده تاکسی گفت: یکی یه روبات تلگرام ساخته و رباته رفته ایرانسل رو هک کرده.

تقریبا دیدگاه این شخص در مورد کلمه ربات به نظر و دیدگاه عموم مردم نزدیک هست. مردم معمولا ربات‌ها رو ماشین‌هایی نیمه هوشمند میدونن که خودشون قدرت تصمیم گیری دارن و کارهایی رو که براش ساخته شدن رو انجام میدن.

robotevolution

راهنمای هیچ هایکینگ به کهکشان

هیچ‌هایکینگ یا ترجمه فارسی اون رایگان‌سواری نوعی مسافرت هست که در اون فرد برای حمل و نقل هزینه نمیکنه. بلکه کنار جاده می‌ایستند و با نشان دادن انگشت شست یا اشارات مختلف دیگه از راننده‌ها میخوان که اونها رو سوار کنند. البته مسافت طی شده بستگی به راننده داره و مسیری که شما طی می‌کنید.

در سال 1971 کتابی با عنوان راهنمای هیچ هایکینگ به اروپا (Hitch-hiker’s Guide to Europe) منتشر شد که راه و روش‌های هیچ‌هایکینگ به اروپا رو توضیح میداد. در کل هیچ‌هایکینگ روش و منش خودش رو داره و حتی توی فرهنگ‌های مختلف نحوه ایستادن و اشاره به ماشین متفاوت هست.

Four-hitchhikers-one-guitar-1050x696

اطلاعیه بسیار مهم در مورد سوء استفاده حتمی شرکت پارس‌آنلاین

طی چند هفته اخیر به صورت مکرر شرکت پارس آنلاین اقدام به پخش تبلیغات در هنگام مرور اینترنت کرده. حالا اسم فنی اون چی میشه کاری ندارم. هر بار هم این موضوع برای من اتفاق افتاده تماس گرفتم و اعتراض کردم. فقط گفتن دارن پیگیری میکنن.

من نمیدونم چی رو دارن پیگیری میکنن ؟ این مشکلی نیست که ناخودآگاه یا به خاطر باگ درست شده باشه که دوستان در پارس آنلاین در حال پیگیری موضوع هست. کاری هست که خودشون انجام میدن.

parsonline

درسته که ما کاربران و اعصاب ما کمترین و آخرین چیزی هست ISP های عزیز بهش فکر میکنن و هیچ جایگزین دیگه‌ای براش نداریم. ولی حداقل کاری که میشه کرد این هست که هر وقت با این نوع تبلیغات برخورد کردیم همون لحظه بدون وقفه تماس بگیریم و اعتراض کنیم. اگر اعتراض نکنیم بعد از مدتی این روش تبدیل به یک روش عادی میشه برای تبلیغات و اسپم. همون طوری که در مورد sms ها اعتراض جدی نشد و الان تبدیل شده به یک معضل.

 

پی‌نوشت: این متن در بی‌اعصاب ترین حالت صاحب بلاگ نوشته و منتشر شده است.

به Atom رفتم و بازگشتم: تجربه یک مهاجرت ناکام از sublime text به atom

خیلی وقت هست که داشتم با sublime کار می‌کردم و واقعا راضی بودم. تنها مشکلی که داشت و خیلی وقتها اذیت می‌کرد، پشتیبانی نکردن از متون فارسی بود. پس رفتم سراغ چیزی که این مشکل رو نداشته باشه.

نمایش متن فارسی در atom

نمایش متن فارسی در atom

 

نمایش متن فارسی در sublime text

نمایش متن فارسی در sublime text

 

در اولین حرکت سعی کردم که رنگ بندی محیط atom رو با sublime یکی کنم (چون به اون رنگ بندی عادت کرده بودم.) در این مورد با نصب پوسته itg-dark-syntax تقریبا مرتفع شد.

مورد بعدی minimap بود که توی sublime واقعا خیلی به درد میخورد و اینجا به صورت پیش فرض وجود نداشت، پس گشتم و پیکج اون رو هم نصب کردم. که البته تعداد پیکج‌های مشابه زیاد بود ولی با نصب این پکیج به چیزی می خواستم رسیدم. اما هندلینگ و حرکت و سرعتش هنوز با اون چیزی که توی sublime بود تفاوت داشت و من نتونستم توی این مدت بهش عادت کنم.

در اکثر مواقع کار من از انتخاب ستونی استفاده می‌کنم. ولی atom به صورت پیش فرض این رو در خودش نداشت و بازهم با نصب یک پیکج تونستم این مورد رو هم حل کنم.

پکیج‌های color-picker و emmet هم چیزی بود که باید نصب میشد و فرقی نمیکرد sublime باشه یا atom

مورد بعدی که باهاش مشکل داشتم بحث مشخص کردن انتخاب کلمات مشابه بود. (دقیق نمیدونم اصطلاحش چی میشه). در sublime وقتی یک کلمه رو انتخاب می‌کنیم به صورت خودکار تمام کلمات مشابه اون رو هم نمایش میده. ولی در atom برای این کار حتما باید از جستجو استفاده کنیم.

سمت راست sublime - سمت چپ atom

سمت راست sublime – سمت چپ atom

 

چیزی که استفاده زیادی برای من داره، که باز هم اصطلاحش رو دقیقا نمیدونم چی هست. بحث گزینه‌هایی هست که بخشی از کد رو جمع میکنه و اجازه میده کدهای طولانی رو راحتتر ویرایش کنیم. در sublime بعد از جمع کردن کد میتونید اون رو انتخاب کنید و جابه‌جا کنید. ولی توی atom وقتی کد رو میبندیم با انتخاب کردنش کل کد دوباره باز میشه.

منظورم اون چیزی هست که با فلش‌های قرمز مشخص کردم.

منظورم اون چیزی هست که با فلش‌های قرمز مشخص کردم.

 

و در پایان بحث سنگین بودن اون در باز کردن فایل‌های حجیم هست. اگر یک فایل css که از روی اجبار حدود ۱۱ هزار خط باشه رو با sublime باز کنید بدون مشکل و سریع باز میشه. ولی با atom هم در لحظه باز شدن فایل کرش میکنه و در زمان کار هم به شدت با cpu وصلت میکنه.

در پایان به عنوان یک نادم پشیمان از این که مدتی به sublime text پشت کردم از تمام جامعه عذرخواهی می‌کنم و دوباره به آغوش اون باز میگردم.

ده سالگی جی‌کوئری و اگر جی‌کوئری نبود

۱۴ ژانویه روزی بود که برای اولین بار توسعه‌دهنده جی‌کوئری جناب John Resig اون رو در کنفرانس BarCamp نیویورک معرفی کرد و میشه گفت در حال حاضر تعداد خیلی خیلی زیادی از سرویس‌های وب و وب‌سایت‌ها از جی‌کوئری استفاده می‌کنند. تعداد زیادی از فریمورک‌های بر پایه جی‌کوئری هستند و شاید بدون اون خیلی چیزها غیرممکن یا خیلی سخت خواهد بود. ممکنه ۱۰ سال دیگه همچین چیزی رو در مورد هر چیز دیگه‌ای بگیم.

logo-jquery

یک لحظه صبر کنید ! 

واقعا؟ واقعا چرا باید اینجوری فکر کنیم؟ درسته که تاثیر jQuery در وب رو نباید نادیده بگیریم ولی اغراق هست اگر بگیم اگر نبود فلان میشید یا بیسار می‌شد. تا اونجایی که من یادم میاد قبل از jQuery یک کتابخانه جاوااسکریپت دیگه بود به نام mootools که بر حسب اتفاق دقیقا امروز (۱۴ ژانویه) نسخه 1.6 اون منتشر شده. به نظر من اگر jQuery و یا امسال اون یا هرچیز دیگه‌ ۱۰ – ۱۲ سال پیش به وجود نمی‌اومد حتما چیزی دیگه‌ای ظهور می‌کرد. پرش از یک مرحله به مرحله بعدی حتما رخ میده و اجتناب ناپذیر هست.

 

بیایید به چیز دیگه‌ای فکر کنیم. چیزهایی مثل jQuery یا هرچیز دیگه‌ای یک نقطه شروع داشتن. و در نقطه شروع چیز کاملی نبودن ولی بعدا و به مرور زمان از یک چیز کوچیک و ناقص تبدیل شدن به یک ضرورت و باید. پس کدهای کوچیکی که مینوسیم رو دست کم نگیریم و اونها رو منتشر کنیم و به دیگران معرفی کنیم. خدا رو چه دید شاید ۱۰ سال دیگه کدی که شما امشب روش دارید کار می‌کنید به یک ضرورت در وب تبدیل شده باشه.

روز باکتاب به جای روز بدون شلوار

امروز یا دیروز تعداد زیادی از مردم لندن بدون شلوار رفتن توی مترو. حالا اینکه چرا این کار رو کردن، برمیگرده به یک گروه تفریحی که سال ۲۰۰۲ این کار رو شروع کرد. موضوع اصلی این هست که ما نمی‌تونیم بدون شلوار بریم توی مترو، اگر هم بریم ممکنه چند روز نتونیم بریم خونه :دی. جدای از شوخی توی ایران نمیشه از این خوشمزه بازی‌ها درآورد ولی می‌تونیم از همین موضوعات که یک موج رسانه‌ای درست کرده و الان همه سایت‌های خبری یه مطلب کوتاه در موردش مینویسن ایده بگیریم. و یک موج درست کنیم.

روز با کتاب (روز بدون گوشی هوشمند)

یه زمانی به صورت اجباری باید هر روز با مترو می‌رفتم سرکار و برمیگشتم. همیشه توی مسیر کتاب می‌خوندم. چند باری شد که اتفاقی دیدم که یک ردیف نشسته بدون استسنا سرشون داخل تبلت یا گوشی هست. ایده‌ای که داشتم با یادآوری همین روز بدون شلوار بود. روز بدون گوشی هوشمند یا بهتر بگم روز با کتاب.

baketab

تصور کنید به جای اون یک ردیف کامل که نشسته دارن با تبلت بازی میکنن، یه ردیف بودن که داشتن کتاب می‌خوندن. میتونیم یک روز یا چند روز پشت هم رو مشخص کنیم و در اون روز یا روزها اصلا و ابدا به غیر از مکالمه کوتاه هیچ کاری با گوشی هوشمند داخل مترو و یا در مکانهای عمومی (خیابان و غیره) انجام ندیم و به جاش یه کتاب دستمون باشه و مطالعه کنیم. این حداقل حرکتی هست که می‌تونیم برای گسترش کتابخوانی انجام بدیم.

برای این کار هیچ هماهنگی با هیچ نهاد و سازمانی نیاز نیست، این کار هیچ هزینه‌ای نداره. فقط یه هماهنگی و اطلاع رسانی میخواد، همین.

من پیشنهاد می‌کنم اولین شنبه بهمن ماه امسال این کار رو انجام بدیم. اگر موافق هستید این مطلب رو به اشتراک بگذارید و یا در وبلاگ خودتون در این مورد مطلب بنوسید.

راستی من برای اطلاع رسانی هشتگ #باکتاب رو پیشنهاد می‌کنم. به امید اینکه این کار رو نه فقط در اون روز بلکه همیشه انجام بدیم.

کاکوبند

توی شهر کتاب می‌چرخیدیم که آهنگ جذبمون کرد، حتی ۱ درصد هم احتمال نمی‌دادم که چیزی که شنیدم کار ایرانی باشه. اما در کمال تعجب با توضیحاتی که دادن فهمیدیم که کار یک گروه جدید هست به نام کاکوبند.

KAKOBAND

خریدیم و اومدیم و پخش کردیم و دیگه نمیشه گوش نکرد.

لوگو سورس : به همین سادگی به همین خوشمزگی

اگر طراح هستید حتما براتون پیش اومده که به لوگوی یک شرکت، سازمان یا بانک نیاز پیدا کنید. در مواقعی ممکنه با جستجو توی گوگل به نتیجه مطلوب نرسیم و اگر هم برسیم سایت‌های شلوغ و پر از لینک‌ها و برنرها تبلیغاتی برای ما باز می‌شود.

سایت LOGO Source فعلا یک وب سایت خیلی ساده هست که به یک نیاز اولیه یعنی تامین سورس لوگوها خواهد پرداخت. ایده اصلی این سایت رو علی فارمد با من مطرح کرد و بعد من با صحبت‌هایی که با نسرین و مژگان انجام دادم قرار شد که با هم کمک کنیم تا این مجموعه رو آماده کنیم.

در حال حاضر لوگو‌ها رو در ۵ نوع فایل ai , svg , png , cdr , jpg منتشر می‌کنیم. و کار خودمون رو با لوگوهای ایرانی شروع کردیم و سعی می‌کنیم که در قدم اول مجموعه رو تکمیل‌تر کنیم. بعد از لوگو‌های ایرانی شروع می‌کنیم یه قرار دادن لوگوها خارجی.

LogoSource

از سایت‌های hash generator استفاده نکنید

توییت زیر رو زدم و بعد فکر کردم بد نیست که اون رو کامل کنم و به شکل یک پست منتشر کنم.

برنامه‌نویس‌ها در بیشتر مواقع به دیتابیس دسترسی مستقیم دارن و همین باعث میشه در مواردی که نیاز دارن که پسوردی را وارد دیتابیس بکنن خودشون به صورت دستی اون رو تولید و وارد دیتابیس بکنن.  اکثر مواقع (در حالت درستش) حداقل رمزگذاری که داخل دیتابیس اتقاف می‌افته md5 هست و اولین حرکت ما تولید اون وارد کردنش به صورت دستی هست. اما کجا و چطور این کار رو انجام میدیم ؟

معمولا با توجه به این که دسترسی به اینترنت همیشه وجود داره پس سریع‌ترین راه استفاده از hash generator هست. کافی هست همین دو کلمه رو جستجو کنید و به کلی سایت میرسید که این کار رو بسیار سریع برای شما انجام میدن. خوب تا اینجای کار یک روال ساده هست. همه هم خوشحال هستن. اما کسی که بیشتر از همه خوشحال هست فردی هست که این مدل سایت‌ها رو درست کرده و داره اطلاعات رو مفت و مجانی جمع آوری میکنه و یک دیتابیس خوب و تمیز درست میکنه.

How To Hide Your Password 1

دیده نشویم: یا چگونه کمی تا قسمتی ابری باشیم

در مطلب قبلی نوشتم دیده می‌شویم. سوالی که مطرح شد این بود که چه کار کنیم دیده نشویم؟ خوب همون طوری هم که گفتم جدا شدن کامل از شبکه به صورت ۱۰۰٪ امکان پذیر نیست یا خیلی سخت هست. اما برای اینکه این بذل و بخشش اطلاعات رو کمتر کنیم. می‌تونیم چند نکته رو سعی کنیم رعایت کنیم، البته توجه کنید که سعععی می‌کنیم رعایت کنیم و بایدی در کار نیست.

  • GPS گوشی رو فقط در مواقع مورد نیاز روشن کنید.
  • تا حد امکان از سرویس‌هایی مانند Foursquare استفاده نکنید.
  • هر عکس رو در اینستاگرام یا جاهای دیگه به اشتراک نذارید.
  • دقت کنید که در داخل عکس محل حضور شما مشخص نباشه.
  • آفلاین موسیقی گوش کنید.
  • هرجایی میرید یا با هرکسی هستید رو تویییت و اعلام عموم نکنید.
  • موارد غیر ضروری رو در فرم‌ها و وبسایت‌‌های شبکه‌های اجتماعی پر نکنید. (کجا درس خوندی – چی دوست داری – از چه فیلمی خوشت میاد و . . . )

من خودم به شخصه تا اونجایی که امکانش وجود داشته باشه سعی می‌کنیم موارد بالا رو رعایت کنم. البته باز هم تاکید می‌کنم که من سعی می‌کنم و حتما و ۱۰۰٪ موارد بالا رو ممکنه رعایت نکنم.

شاد باشید و کمی مرموز « آخه کلاس داره 😉 »