در میان ستارگان

متن زیر یک نقد فیلم نیست ولی ممکن است بخشی از فیلم در میان ستارگان را اسپویل کند.

interstellar

 

در قسمتی از فیلم در میان ستارگان شاهد به تصویر کشیده شدن تجربه شدید اتساع زمان گرانشی هستیم. به این معنی که هر یک ساعت روی سطح سیاره‌ی نزدیک به سیاهچاله، که گرانش شدیدی دارد، به اندازه 7 سال بر روی زمین است.

تیم جستجو برای یافتن همکار خودشان که سالها قبل به این سیاره آمده، بر روی این سیاره فرود می‌آیند. یک حادثه پیش بینی نشده عزیمت آن‌ها به تأخیر می‌اندازد و وقتی آن‌ها به اندورنس (سقینه مادر) برمی‌گردند با دوستشان که 23 سال تنهایی را تجربه کرده است روبه‌رو می‌شوند، در حالی که کل سفر آنها 3 ساعت بیشتر طول نکشیده است.

دوستی می‌گفت هر هفته در دنیای اینترنت برابر 6 ماه در دنیای واقعی هست. تغییرات، پیشرفت‌ها، تولد و پذیرش فناوری‌ها در دنیای وب و برنامه نویسی بسیار پرسرعت‌تر از دیگر زمینه‌ها تکنولوژی است. البته همان طوری که به سرعت متولد می‌شود ممکن هست به همان سرعت نیز از بین بروند.

این دنیای قشنگ تقریبا نو شبیه همان سیاره‌ی نزدیک سیاهچاله است. برقرار توازن بین زندگی عادی و این دنیا خیلی سخت هست. اگر مدت کوتاهی از آن فاصله بگیرید، وقتی برمیگردید انگار که سالها نبوده‌اید. زندگی و ارتباطات با دیگران که درکی از وضعیت آن ندارند سخت و پیچیده است. اما ارتباط و گفتگو با ساکنان این سیاره بسیار راحت و لذت بخش هست.

ورود به این سیاره به آسانی یک سقوط است. فقط یک فشار کوچک شما را به درون آن پرتاب می‌کند. اما به دلیل جاذبه شدید آن خروج و فرار از آن به آن آسانی که در فیلم به تصویر کشیده شد نیست. پس اگر هنوز وارد این دنیا نشده‌اید، هنوز فرصت دارید که از آن دور شوید و مانند دیگران فقط از نوری که از آن منعکس می‌شود بهره بگیرید.

تصمیم با شماست.

5 comments on “در میان ستارگان

  1. یحیی on

    کلا نولان دوست داره که با مفهوم زمان و بخصوص نسبی بودنش بازی کنه. مثل فیلم inception که وارد هر مرحله از خواب که میشدند، زمان کِش میاورد، و در مرحله چهارم خواب، چند دقیقه زمان واقعی، معادل سال‌ها خواب دیدن بود.

    پاسخ
  2. مهدی حمیدی on

    صحنه را (همین الآن) دیدم!
    و الآن وقتشه که این پست رو بخونم! :دی

    ده دقیقه بعد:
    نکته‌سنجی خوبی کردی، تا همین ده دقیقه‌ی پیش، ذهن من این فیلم رو از جنبه‌ی علمی و خیالی بودن با فیلم Gravity مقایسه می‌کرد… نسبت به Gravity جنبه‌ی خیالی بیشتری داشت و تصور می‌کردم این ضعف فیلم هست. اما حالا که این پست رو خوندم، فهمیدم که چه فیلم قدرتمندی رو دیدم و اینکه منظور اصلی کارگردان و فیلم هم همینی بوده که بهش اشاره کردی! 🙂

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.