دسته: غیر قابل دسته بندی

جاده یک طرفه سرویس‌های ایرانی

مطلب زیر رو در سرویس ویرگول منتشر کردم ولی جهت اطمینان در اینجا هم بازنشر می‌کنم. اگر نظری در مورد این مطلب دارید لطفا در ویرگول آن را ارسال کنید.

به هر دلیلی ممکن هست که شما دیگر نخواهید که از یک سرویس اینترنتی استفاده کنید. وارد اکانت خودتان در سرویس مورد نظر می‌شوید. در قسمت تنظیمات و یا جایی دیگر داخل پروفایل خودتان می‌توانید لینک یا دستور العملی را برای پاک کردن یا مسدود کردن حساب خودتان پیدا کنید.

حساب خودتان را می‌بندید و تمام. البته برخی سرویس‌ها برای پاک کردن اطلاعات شما شرط و شروطی هم می‌گذارند یا ممکن است سرویس مورد نظر اطلاعات حساب شما را فقط از دید شما و دیگر کاربران مخفی کند ولی در پشت صحنه بتواند به آنها دسترسی داشته باشد. ولی به هر حال اکانت شما پاک می‌شود، البته تا جایی که شما و دیگران نتوانید ببینید.

البته در ایام قدیم به این راحتی هم نبود. مثلا در اوایل فیس‌بوک هفت خانی برای پاک اکانت شما داشت که اگر رخش رستم را داشتید می‌توانستید اکانت خودتان را پاک کنید. اما الان این موضوع و برخی موارد دیگر تبدیل به یک استاندارد شده‌اند.

برای مثال اگر سرویس شما یک شبکه اجتماعی باشد و در صورتی که بخواهید اپلیکیشن خودتان را در app store ثبت کنید. باید استانداردهایی را رعایت کنید. برای مثال برای هر پست باید به صورت جداگانه امکان گزارش خطا (report) داشته باشید.

گنجشک‌هایی که جیک جیک می‌کنند یا زنبورهایی که نیش میزنند

مطلب زیر رو در سرویس ویرگول منتشر کردم ولی جهت اطمینان در اینجا هم بازنشر می‌کنم. اگر نظری در مورد این مطلب دارید لطفا در ویرگول آن را ارسال کنید.

از طریق توییتر متوجه کانال تلگرامی شدم که به صورت جالب توسط تولید ویدئوهای کوتاه نکات ریاضی یاد میده. با نسرین چند تا از ویدئوها رو نگاه کردیم. شاید در چند ویدئوی اول دیدن این نکات به شکلی که ارائه میشه کمی غیرعادی باشه ولی بعد از چند ویدئو باید اعتراف کرد که تولید کننده روش خوبی رو برای آموزش استفاده کرده.

البته این جلب توجه به شکل یک معرفی معمولی نبود. بلکه به شکل فهش و توهین‌هایی بود که به فرد تولید کننده میدادن. این فرد هر کسی هست و هر روشی که داره به هر حال عده‌ای ازش دارن سود می‌برند و ریاضی یاد می‌گیرند. اما نحوه برخورد و اعتراضات به روش این فرد واقعا چندش‌آور بود. البته این نحوه برخورد این اواخر در توییتر شدت گرفته و قبلا به این شکل شدید نبود. گاهی اتفاق می‌افتاد ولی زیاد نبود.

توییتر یا هر شبکه اجتماعی دیگری که باشه ما ایرانی‌ها تقریبا پرچمدار فهش دادن و بد دهنی هستیم. از الفاض رکیک کوچک و ساده مثل «ریدم» و «شاشیدم» بگیر تا فهش‌های با استاندارد بالای ISO9001

البته خود من هم داخل همین جمع هستم و گاهی از این الفاض استفاده کردم و همین حالا بابت تمامی اونها عذرخواهی می‌کنم و قول می‌دهم که دیگه هیچ وقت بیانشون نکنم.

البته این نحوه بیان اعتراض چیزی نیست که فقط در داخل شبکه‌های اجتماعی باشه و تقریبا در زندگی واقعی هم با این نحوه برخورد کم و بیش آشنا هستیم. اما شدتش در شبکه‌های اجتماعی خیلی بیشتر هست. شاید دلیل این شدت بالا، حس امنیتی باشه که در شبکه‌های اجتماعی داریم. فاصله و دیوار مونیتور و صفحه گوشی حس امنیتی به ما میده، که طرف مقابل الان ما رو نمی‌بینه و حتی شاید نمیدونه ما کی هستیم، پس با خیال راحت فهش میدیم و رد میشیم.

آیا اگر این دیوار شیشه‌ای و قابل اطمینان نبود باز هم این فهش رو میدادیم؟ اگر در همون لحظه به طرز معجزه آسایی زنگ در خونه رو بزنن و همون فرد پشت در باشه واقعا همون حرف‌هایی که توی توییتر در حال تایپش بودیم رو بهش می‌گیم؟

آیا این شخیصت واقعی ما هست که توییت میکنه ؟ یا نه اون چیزی هست که میخواهیم باشیم ولی در دنیای واقعی امکان پذیر نیست ؟

کلا این موضوع و نحوه برخورد جامعه من رو یاد قسمت ششم از فصل سوم سریال آینه سیاه میندازه که دقیقا به موضوع می پردازه. پیشنهاد می‌کنم حتما ببنید.

آیا امنیت پیام رسان داخلی مهم است ؟!

مطلب زیر رو در سرویس ویرگول منتشر کردم ولی جهت اطمینان در اینجا هم بازنشر می‌کنم. اگر نظری در مورد این مطلب دارید لطفا در ویرگول آن را ارسال کنید.

تلگرام فیلتر شد و بعد از مدتی رفع فیلتر شد. چه قبل از این موضوع و چه در زمان فیلتر بودن تلگرام بحثی مطرح بود به نام پیام رسان داخلی. سالها هست که عده‌ای (کاری با جناح سیاسی ندارم) در تلاش هستند تا یک پیام رسان داخلی مناسب راه اندازی کنند.

تیغ دولبه مشاور

چند روز هست که نقل قول زیر دست به دست در اینترنت می‌چرخد و خیلی از دوستان طرفدار اپن‌سورس این را دستمایه طنز قرار دادند.

چند لحظه این موضوع را همین جا نگه دارید و به خاطره من گوش کنید.

در ابتدای کار طراحی وب، در مجموعه‌ای مشغول به کار بودم و با توجه به وضعیت شرکت تصمیم گرفتیم که برای خدمات هاستینگ خودمان یک سرور اختصاصی  از یک دیتاسنتر خارجی اجاره کنیم. در زمان تهیه سرور مدیر مجموعه در مورد کلمه «پهنای باند» از من سوال کرد من هم توضیحات معمول را خدمت ایشان عرض کردم.

در همان دوران ADSL هم رایج شده بود و ما هم یک خط ADSL برای شرکت خریده بودیم. چون هنوز اول کار بود و ما هم ADSL ندیده بودیم، آنقدر دانلود کردیم که سرویسی که برای یک ماه بود سر یک هفته قطع شد. وقتی زنگ زدم و از ISP دلیل را پرسیدم، گفتند شما بیشتر از پهنای باند مجازتان استفاده کرده‌اید و به همین دلیل سرویس شما معلق شده است. پهنای باند ما ۳ گیگابایت در ماه بود.

مدیریت که از ماجرا باخبر شد اول از همه پرسید «این پهنای باند با پهنای باند سرور چه فرقی دارد؟» من هم که فکر کردم منظور بحث توضیح کلمه هست بدون هیچ منظوری گفتم «هیچ فرقی، همان است دقیقا.» علت هم این بود که هزینه راه اندازی و استفاده از ADSL و اجاره سرور اختصاصی تقریبا تفاوت چندانی با هم نداشت، کلمه «پهنای باند» هم در هر دو مشترک بود، و این در حالی بود که سرور ماهانه یک ترابایت پهنای باند داشت و ADSL سه گیگابایت. مدیریت که اینها را فهمید ناگهان گفت حاضر شو بریم ISP. و رفتیم.

در دفتر ISP در میان بحث‌های فراوان من با مدیریت ISP در مورد این که شما باید این محدودیت را به ما اعلام می‌کردید ناگهان مدیر ما گفت: «شما به چه حقی این قدر از ما هزینه اضافی برای پهنای باند درخواست می‌کنید؟ ما اصلا پهنای باند شما رو نمی‌خوایم و میریم از پهنای باند یک ترابایتی سرور خودمون در آمریکا استفاده می‌کنیم.» اینجا بود که همه چیز برای من صحنه آهسته شد یاد این افتادم که با اطلاعات ناقصم به مدیر چه گاف بزرگی دادم. البته ماجرا را با زبان اشاره جمع کردم، ولی شد آنچه نباید می‌شد. اعتبار فنی مدیر با پوزخند مدیر ISP و افراد حاضر حسابی زیر سوال رفت.

داستان بالا یک نمونه واقعی بود که برای خود من اتفاق افتاده و در واقع عامل اصلی آبروریزی، اطلاعات ناقصی بود که من به مدیریت داده بودم.

اما برگردیم به نقل قول جناب دبیر شورای عالی فضای مجازی. این گونه اظهار نظرها اولین بار نیست که اتفاق می‌افتد. ولی به نظر من ریشه این موضوع را نباید در علم گویندگان آن‌ها دنبال کنیم. بلکه این افراد صرفا مدیرانی هستند که در حال مدیریت مجموعه خودشان بوده و در موارد تخصصی از مشاورانی که در اطراف خودشون دارند  اطلاعاتی دریافت می‌کنند.

خوش بینانه نگاه کنیم ممکن است مدیر از اطلاعاتی که در اختیارش گذاشته‌اند اشتباه برداشت کرده باشد اما در حال بدبینانه می‌توان همه چیز را زیر سر مشاور ناوارد و ناآگاه دانست. اما یک حالت بدبینانه تری هم وجود دارد، اینکه مشاور محترم به خاطر منافع شخصی اطلاعات اشتباه و غلطی را در اختیار مدیریت قرار بدهد. در هر حالت ممکن است که این مشاوره غلط در سطح کلان و تصمیم گیری‌های کلی فاجعه به بار بیاورد، که تجربه این چنین اتفاق‌هایی را هم در کشور داشته‌ایم و کم در این مورد ضربه نخوردیم.

یاد مطلبی از وبلاگ جادی افتادم. در سال ۱۹۹۸ به درخواست مجلس سنای آمریکا یکی از گروه‌های هکری فوق العاده حرفه‌ای به اسم لافت در مجلس حاضر شدند تا به سوالات نمایندگان در مورد مسائل قانونی و فنی پیش رو پاسخ بدهد. همه در زمینه خاصی متخصص بودند و هیچ کس خارج از علم خود صحبتی نمی‌کرد.

نوشته شده برای وب سایت پیداد

 

آینده‌هایی ممکن برای فریم‌ورک جغد

امروز در همایش توسعه‌دهندگان وب ایران بودیم و در یکی از ارائه‌ها فریمورک FrontEnd جغد معرفی شد. جدای از نحوه ارائه و حواشی اون در توییتر چیزی به ذهنم رسید که ممکنه مفید باشه.

من در ذهن خودم دو آینده ممکن رو برای این فریم‌ورک تصور کردم که به سمع و نظر شما می‌رسانم.

آینده شماره یک: 

بعد از همایش، توسعه دهنده‌های تقریبا از فیدبک نا امید و دلسرد میشن و تقریبا کار روی فریم‌ورک رو رها میکنن. یا اصلا اگر با ناامیدی کاری نداشته باشیم. میتونیم تصور کنیم سرشون شلوغ میشه و کار رو تقریبا ول میکنن و هر از گاهی برای دل خوشی و تفریح چند خط کد میزنن و مثلا سعی میکنن پروژه رو زنده نگه دارن.

آینده شماره دوم: 

فیدبک‌ها رو میگیرن و تقریبا میفهمین که کجای کار مشکل داره. در اولین و سریعترین زمان ممکن نسخه بعدی رو با توجه درخواست‌ها و فیدبک‌های دریافت شده منتشر می‌کنن. طی این مدت هم سعی میکنن روابط رو قویتر کنن و بعضی دوستان خودشون رو به پروژه اضافه کنن و به اصطلاح کم کم کامیونیتی خودشون رو بسازن و توسعه بدن. بعد از مدتی هم به خاطر ویژگی‌هایی که اضافه شده، فریم‌ورک جغد در رده خوبی قرار داره و تقریبا با تکیه بر کامیونیتیش خوب پیش میره.

 

آآآآآآآآآآآآآآآآآما از این موارد که بگذریم چند نکته هست که شاید بهتر بود ایمیل زده می‌شد به خود توسعه دهند‌ه‌های «فریم‌ورک جغد» ولی خوب اونها رو هم اینجا می‌نویسم. الیته بیشتر اینها یه اگر من به جای شما بودم داره که حذف کردم.

  1. توی متن‌ها و هر جایی که کلمه اولین و first هست رو نابود می‌کردم.
  2. مواردی که توی فیدبک‌ها مطرح شده بود رو بررسی و اصلاح می‌کردم
  3. زبان انگلبسی رو به سایت اصلی فریم‌ورک اضافه میکردم و با این کار تا حدودی از دایره کاربران و توسعه دهندگان فارسی خارج می‌شدم.
  4. در اولین نسخه test بعدی که در فاصله کوتاهی منتشر خواهد شد. حتما به جای استفاده از Sass با LESS حتما از PostCSS استفاده می‌کردم.
  5. سعی می‌کردم کمی روی برند جغد بیشتر کار کنم.
  6. مجموعه‌ای تجاری IKAcc که در حال حاضر سازنده و مالک فریم‌ورک جغد هست رو به عنوان حامی معرفی کردم.
  7. لایسنس پروژه رو دقیق مشخص میکردم (بازمتن یا نرم‌افزار آزاد لایسنس‌های مختلفی دارن)
  8. سعی می‌کردم نسخه stable بعد رو حتما روی مخازن npm هم ارائه کنم.

آما حرف آخر:

در حال حاضر چیزی بیش از ۴۰ تا فریم‌ورک فرانت‌اند وجود دارند که از این تعداد حدود ۱۷ تای اونها طی دو سال اخیر بروز رسانی شدن. اگر هر کدوم اینها قبل از شروع جمله «خوب این هست من چرا یکی دیگه بسازم» رو گفته بودن الان شاید اون عدد بالایی خیلی کمتر بود. اما اکثر اینها احتمالا با این جمله شروع شدن «من ایده‌هایی دارم که از این بهتر هست»

من شاید به این زودی‌ها از این فریم‌ورک برای کارهای تجاری و جدی استفاده نکنم. ولی حتما برای تست روی یک پروژه شخصی ازش استفاده می‌کنم.

آرزوی موفقیت می‌کنم برای هممون

وقتی از ربات حرف میزنم از چه حرف میزنم

توی تاکسی نشسته بودیم و بحث ایرانسل و هک شدنش مطرح بود. که راننده تاکسی گفت: یکی یه روبات تلگرام ساخته و رباته رفته ایرانسل رو هک کرده.

تقریبا دیدگاه این شخص در مورد کلمه ربات به نظر و دیدگاه عموم مردم نزدیک هست. مردم معمولا ربات‌ها رو ماشین‌هایی نیمه هوشمند میدونن که خودشون قدرت تصمیم گیری دارن و کارهایی رو که براش ساخته شدن رو انجام میدن.

robotevolution

اطلاعیه بسیار مهم در مورد سوء استفاده حتمی شرکت پارس‌آنلاین

طی چند هفته اخیر به صورت مکرر شرکت پارس آنلاین اقدام به پخش تبلیغات در هنگام مرور اینترنت کرده. حالا اسم فنی اون چی میشه کاری ندارم. هر بار هم این موضوع برای من اتفاق افتاده تماس گرفتم و اعتراض کردم. فقط گفتن دارن پیگیری میکنن.

من نمیدونم چی رو دارن پیگیری میکنن ؟ این مشکلی نیست که ناخودآگاه یا به خاطر باگ درست شده باشه که دوستان در پارس آنلاین در حال پیگیری موضوع هست. کاری هست که خودشون انجام میدن.

parsonline

درسته که ما کاربران و اعصاب ما کمترین و آخرین چیزی هست ISP های عزیز بهش فکر میکنن و هیچ جایگزین دیگه‌ای براش نداریم. ولی حداقل کاری که میشه کرد این هست که هر وقت با این نوع تبلیغات برخورد کردیم همون لحظه بدون وقفه تماس بگیریم و اعتراض کنیم. اگر اعتراض نکنیم بعد از مدتی این روش تبدیل به یک روش عادی میشه برای تبلیغات و اسپم. همون طوری که در مورد sms ها اعتراض جدی نشد و الان تبدیل شده به یک معضل.

 

پی‌نوشت: این متن در بی‌اعصاب ترین حالت صاحب بلاگ نوشته و منتشر شده است.

کاکوبند

توی شهر کتاب می‌چرخیدیم که آهنگ جذبمون کرد، حتی ۱ درصد هم احتمال نمی‌دادم که چیزی که شنیدم کار ایرانی باشه. اما در کمال تعجب با توضیحاتی که دادن فهمیدیم که کار یک گروه جدید هست به نام کاکوبند.

KAKOBAND

خریدیم و اومدیم و پخش کردیم و دیگه نمیشه گوش نکرد.

دیده می‌شویم

همین اولش بگم من نه متخصص امنیت هستم و نه پارانویا دارم و نه هیچ کدوم از اینها

یک دو روز اخیر خبری پخش شد مبنی بر این که  امکان نمایش ترافیک شهرهای ایران روی نقشه گوگل فعال شده و نکته جالبش اینکه واقعا هم کار می‌کنه.

اما موضوع اصلی این هست که یه عده از اینکه گوگل از طریق دستگاه‌های اونها این اطلاعات رو کسب میکنه تعجب کردن. باید خدمت این دسته از دوستان بگم که یعنی واقعا نمیدونستید که هر کاری که میکنید و هر حرکتی که انجام میدید و هر چیز کوفتی که به اینترنت وصل میشه میتونه اطلاعاتی رو برای سازنده ارسال کنه.

همه چیز امروز مثلا هوشمند شده. تلویزیون هوشمند، گوشی هوشمند، یخچال هوشمند، اتومبیل هوشمند و هزاران هزار کوفت و زهرمار هوشمند دیگه. و ما هم به عنوان تنها موجود هوشمند این سیاره داریم با علاقه خیلی زیادی از اونها استفاده می‌کنیم.

برچسب‌ها را کنار بگذارید، پیش به سوی آزادی

IT_Crowd

امروز ۲۱ آبان ۱۳۹۴ در همایش کاربردپذیری در بخش پایانی پنل تخصصی و گفتگوهای اون آرش برهمند یک جمله گفت که نیاز به تفکر بیشتری داره. آرش گفت:

جامعه آی‌تی جامعه کوچکی هست، سعی کنیم با برچسب زدن به همدیگه اون رو کوچکتر نکنیم.

اگر کمی دقت کنید نسبت به رشته‌های دیگر جامعه آی‌تی ما واقعا کوچک هست. و علاوه بر این کوچکی شاخه‌ها و زیرشاخه‌های بسیار زیادی داره. که رسیدن به سطح عالی در هر یک این شاخه‌ها شاید نیاز به ماه‌ها تجربه و مطالعه داره. اما یک دید غلطی وجود داره که هر چقدر هم که فکر می‌کنم ریشه اون رو پیدا نمی‌کنم و اون سطح بندی و بالا یا پایین آوردن افراد متخصص در شاخه‌های مختلف در این حوزه هست. با یک مثال موضوع رو واضح می‌کنم.

در حال حاضر دید اکثر افرادی که در زمینه برنامه‌نویسی سیستمی یا Back-end کار می‌کنند نسبت به افرادی که در حوزه طراحی رابط کاربری Front-End فعالیت می‌کنند یک دید از بالا به پایین هست. این موضوع در سایر شاخه‌ها هم وجود داره و حتی گاهی با تغییر زبان برنامه‌نویسی هم این سطح بندی اتفاق می‌افته. (مثلا سطح بندی بین برنامه‌نویس‌های php با پایتون)

کلی مطلب نوشته بودم که دیدم ممکنه باعث ایجاد یک سری بحث‌های حاشیه‌ای بشه و بحث اصلی فراموش بشه. پس همه اونها رو پاک کردم. فقط توجه کنیم که همه افرادی با هر تخصصی، داخل یک تیم به نظر من در یک سطح قرار دارن. ممکنه تخصصشون فرق کنه اما همه حلقه‌های یک زنجیر هستن. اگر کاستی هست اون کاستی یک تیم هست نه یک نفر.

اگر با این مشکل مواجه بودید و یا هستید و اگر راه حلی به ذهنتون میرسه اینجا(یا هرجایی دوست دارید) به اشتراک بگذارید تا بلکه قدم کوچکی برای همراهی با هم برداریم.