سربازی: تعطیلات اجباری با طعم آش

تعداد زیادی از پسرها به اجبار باید دو سال از عمرشون رو در خدمت سربازی طی کنن. اجباری بودن خدمت سربازی موضوعی هست که با مقاله و اعتراضات ریز لحافی و غیره حل نمیشه، و این شتری هست که بالاخره روزی رو شما می‌خوابه 🙂

اگر به زودی راهی این راه خواهید شد می‌تونید دو راه رو در پیش بگیرید.

راه اول: غول در غار

خدمت سربازی رو مثل یک غول برای خودتون بزرگ کنید و فکر کنید که در این دوران همه چیز باید فراموش بشه. حتی خودتون.

راه دوم: تعطیلات اجباری با طعم آش

این دوران رو یک تعطیلات اجباری بدونید. فکر کنید رکود اقتصادی شده و مجبورید کسب‌وکار رو تعطیل کنید. البته با توجه وضعیت، الان خیلی کم پیش میاد که خدمت سربازی باعث توفق ۱۰۰٪ یک فرد بشه. مگر در موارد خاص.

پس سعی کنید این تهدید رو به فرصت تبدیل کنید. نه اینکه چند ماه قبل از اعزام همه چیز رو تعطیل کنید، کار رو رها کنید و . . . این یک تعطیلات اجباری هست، کار و تلاش و بادگیری رو فقط شب قبل از اعزام متوقف کنید. در مرخصی‌های دوران آموزشی با استدلال این که سرباز هستید کنار نکشید، بلکه فعالیت رو چند برابر کنید. در طول خدمت هم سعی کنید از هر تنش، درگیری و دردسری در داخل یگان، خودتون رو دوری کنید. چیزی که از این دوران باقی می‌مونه خاطراتش هست. یه ضرب‌المثل هست که میگه: پسرها ۲ سال خدمت می‌کنن و یک عمر خاطرها از اون رو تعریف می‌کنن.

پس سعی کنید این تهدید رو به فرصت تبدیل کنید، چون میتونه تمرین خوبی برای آینده و ادامه زندگی باشه.

 

پی‌نوشت: من از بهمن 1380 تا آبان 1382 نزدیک آبادان خدمت کردم. وقتی من به خدمت رفتم، نه توییتری در کار بود، خبری از فیسبوک بود. هیچ کسی از اطرفیان من هم سودای استارتاپ زدن نداشتن. اصلا اون زمان این کلمه هنوز اختراع نشده بود (یا حداقل در ایران اختراع نشده بود)‍

قبل از خدمت با کامپیوتر کار می‌کردم و چیزهایی رو یاد گرفته بودم. وقتی هم به خدمت رفتم فقط فکر رو ذکر من کامپیوتر بود. توی همون دوران بود که با لینوکس آشنا شدم. نه سی‌تو در کار بود نه لاگ و نه چیزی دیگه‌ای. حتی مرحوم تکنوتاکس رو هم نمی‌شناختم. کل کتاب redhat 8.1 رو توی خدمت بدون کامپیوتر خوندم. البته چیز زیادی یاد نگرفتم ولی حداقل در جا نزدم.

 

3 comments on “سربازی: تعطیلات اجباری با طعم آش

  1. چیا on

    من که تازه یه ماهه تموم شدم … اونجا دوتا فریم ورک و یک زبان برنامه نویسی یاد گرفتم …جدا از اینکه کلی کتاب خوندم … و
    ولی در کل دوران مضخرفی بود …. یخصوص که هر دو ماه فقز 12 روز مرخصی رو فقط می تونستیم پای سیستم باشیم و بقیه اش رو داشتیم کتاب میخوندیم و طرح می ریخیتم و ایده پخت و پز می کردیم

    پاسخ
  2. Trixie on

    The price you pay for fame. Hopefully, you use the WordPress plugin to post automatically to Facebook. It helps a bit with the overhead of getting the posts out, though you still have to respond to the comments and such. I think the &#2i20;Soc2al≵ plugin will pull the accounts into your WordPress site, though I haven’t used it.Too many accounts.

    پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.