چی نصب کنم ؟

این مطلب قبلا در وب سایت Hive.ir منتشر شده است.

این سوال در ابعاد مختلفی
و در جاهای مختلفی مطرح میشه. به نمونه های زیر توجه کنید:

  • برای کار برنامه‌نویسی سیستم عامل چی نصب کنم؟
  • برای کد نویسی چی نصب کنم؟ اتم خوبه یا سابلایم؟
  • برای php بهتره phpStorm نصب کنم یا zend studio؟

و همون طوری که می‌دونید موارد مشابه زیاده، بیایید چند لحظه موارد فنی و آمارها و نمودارها رو کنار بذاریم. آیا دلیل اصلی انتخاب یک سیستم عامل و یا ویرایشگر این نیست که باهاش راحتیم؟ افرادی هستند که در حال حاضر دارن با ویرایشگرهایی مثل notepad++ ،vim و یا emacs کد نویسی میکنن. آیا ما که از sublime استفاده می‌کنیم پیشرفته و خفن هستیم؟ یا اونی که از atom استفاده میکنه خفنتر از همه ما هست؟

خطر پیش بینی‌های خطرناک

امروز توی خبرها خوندم که پلیس دبی به نرم افزار پیش بینی جرم مجهز شده و قرار هست از اون به صورت عملیاتی استفاده کنه. البته دبی اولین شهری نیست که از این نرم افزار استفاده می‌کنه. و این نرم افزار توی چند شهر آمریکا هم توسط پلیس استفاده میشه.

روش کار این نرم افزار بر اساس تحلیل داده و یک الگوریتم یادگیری ماشین (machine learning) هست. البته تا اونجایی که من خوندم این نرم افزار دقیقا مشخص نمیکنه که چه جرمی اتفاق میوفته، بلکه محل و محدوده احتمال وقوع جرم رو پیش بینی میکنه. و پلیس با توجه به این موضوع تعداد نیروها رو در مناطق خطرناک یا پیش بینی شده افزایش میده.

وقتی داشتم خبر رو میخوندم یا فیلم Minority Report افتادم. داستان فیلم در آینده نه چندان دور در سال ۲۰۵۴ اتفاق می‌افته (حدود ۳۸ سال دیگه). پلیس با استفاده از یک سیستم که بر پایه سه انسان خاص بنا شده. جرایم رو قبل از اینکه اتفاق بیوفته پیش گویی میکنه و مجرم بلقوه رو قبل از اینکه جرم رو انجام بده دستگیر و محکوم میکنه. باقی داستان رو تعریف نمیکنم تا اگر دوست داشتید نگاه کنید. چیزهایی که جناب اسپیلبرگ در این فیلم به تصویر کشیده الان هم زیاد دور انتظار نیست. در داستان فیلم دیگه کیف پولی وجود نداره و شما فقط با نگاه کردن به دوربین‌های امنیتی که عنبیه چشم رو از فاصله خیلی دور اسکن میکنن پرداخت‌های خودتون رو انجام میدید. و خوب همون طوری که حدس میزنید این فقط پرداخت نیست که ثبت میشه. بلکه همه حرکات شما و کجا رفتید با کی بودید هم ثبت میشه.

در حال حاضر با توجه به گستردگی استفاده ما از شبکه‌های اجتماعی و دوربین‌های نظارتی و همچنین گسترش شتابدار هوش مصنوعی و چیزهایی مثل یادگیری ماشین دیگه نیازی به اون ۳ انسان خاص نیست، ممکنه در آینده‌ای نه چندان دور حتی زودتر از ۳۸ سال، پیش بینی فیلم درست از آب در بیاد. اما بیایید کمی تاریکتر نگاه کنیم.

نه، من چیزی مثل ماتریکس یا ترمیناتور رو نمیگم بلکه اگر افرادی (هکرهای بد) به این سیستم نفوذ کنن و اون رو تغییر بدن چی؟ اگر نیروهای پلیس همه حرکت‌ها و توان خودشون رو بر اساس این سیستم تنظیم کنن ممکنه یک نفر با دستکاری در سیستم خطرات بدتری رو به وجود بیاره. یا اصلا ممکنه سیستم اشتباه کنه. اگر اتفاقی که برای ربات توییتری مایکروسافت افتاد در ابعاد پیش رفته، برای نرم افزار پیش بینی جرم اتفاق بیوفته ممکنه فاجعه به بار بیاد و کار فقط با خاموش کردن اون تمام نشه.

ممکنه بعد از مدتی کلا پلیسها به اصطلاح شم پلیسی خودشون رو از دست بدن و متکی بشن به این سیستم و اگر به هردلیلی این سیستم خاموش بشه با یک سری افراد بیخاصیت روبرو هستیم. مشابه اتفاقی که دفتر تلفن گوشی زپرتی من با حافظه من کرد. قبلا حداقل ۳۰ – ۴۰ شماره تلفن حفظ بودم. اما الان حتی گاهی شماره خودم رو هم فراموش می‌کنم. یا وابسته شدن به سیستمی‌هایی مثل lastpass

کلا داریم به خطا میریم. خدا (و یا هرچیزی که بهش اعتقاد دارید) کمکمون کنه.

تیغ دولبه مشاور

چند روز هست که نقل قول زیر دست به دست در اینترنت می‌چرخد و خیلی از دوستان طرفدار اپن‌سورس این را دستمایه طنز قرار دادند.

چند لحظه این موضوع را همین جا نگه دارید و به خاطره من گوش کنید.

در ابتدای کار طراحی وب، در مجموعه‌ای مشغول به کار بودم و با توجه به وضعیت شرکت تصمیم گرفتیم که برای خدمات هاستینگ خودمان یک سرور اختصاصی  از یک دیتاسنتر خارجی اجاره کنیم. در زمان تهیه سرور مدیر مجموعه در مورد کلمه «پهنای باند» از من سوال کرد من هم توضیحات معمول را خدمت ایشان عرض کردم.

در همان دوران ADSL هم رایج شده بود و ما هم یک خط ADSL برای شرکت خریده بودیم. چون هنوز اول کار بود و ما هم ADSL ندیده بودیم، آنقدر دانلود کردیم که سرویسی که برای یک ماه بود سر یک هفته قطع شد. وقتی زنگ زدم و از ISP دلیل را پرسیدم، گفتند شما بیشتر از پهنای باند مجازتان استفاده کرده‌اید و به همین دلیل سرویس شما معلق شده است. پهنای باند ما ۳ گیگابایت در ماه بود.

مدیریت که از ماجرا باخبر شد اول از همه پرسید «این پهنای باند با پهنای باند سرور چه فرقی دارد؟» من هم که فکر کردم منظور بحث توضیح کلمه هست بدون هیچ منظوری گفتم «هیچ فرقی، همان است دقیقا.» علت هم این بود که هزینه راه اندازی و استفاده از ADSL و اجاره سرور اختصاصی تقریبا تفاوت چندانی با هم نداشت، کلمه «پهنای باند» هم در هر دو مشترک بود، و این در حالی بود که سرور ماهانه یک ترابایت پهنای باند داشت و ADSL سه گیگابایت. مدیریت که اینها را فهمید ناگهان گفت حاضر شو بریم ISP. و رفتیم.

در دفتر ISP در میان بحث‌های فراوان من با مدیریت ISP در مورد این که شما باید این محدودیت را به ما اعلام می‌کردید ناگهان مدیر ما گفت: «شما به چه حقی این قدر از ما هزینه اضافی برای پهنای باند درخواست می‌کنید؟ ما اصلا پهنای باند شما رو نمی‌خوایم و میریم از پهنای باند یک ترابایتی سرور خودمون در آمریکا استفاده می‌کنیم.» اینجا بود که همه چیز برای من صحنه آهسته شد یاد این افتادم که با اطلاعات ناقصم به مدیر چه گاف بزرگی دادم. البته ماجرا را با زبان اشاره جمع کردم، ولی شد آنچه نباید می‌شد. اعتبار فنی مدیر با پوزخند مدیر ISP و افراد حاضر حسابی زیر سوال رفت.

داستان بالا یک نمونه واقعی بود که برای خود من اتفاق افتاده و در واقع عامل اصلی آبروریزی، اطلاعات ناقصی بود که من به مدیریت داده بودم.

اما برگردیم به نقل قول جناب دبیر شورای عالی فضای مجازی. این گونه اظهار نظرها اولین بار نیست که اتفاق می‌افتد. ولی به نظر من ریشه این موضوع را نباید در علم گویندگان آن‌ها دنبال کنیم. بلکه این افراد صرفا مدیرانی هستند که در حال مدیریت مجموعه خودشان بوده و در موارد تخصصی از مشاورانی که در اطراف خودشون دارند  اطلاعاتی دریافت می‌کنند.

خوش بینانه نگاه کنیم ممکن است مدیر از اطلاعاتی که در اختیارش گذاشته‌اند اشتباه برداشت کرده باشد اما در حال بدبینانه می‌توان همه چیز را زیر سر مشاور ناوارد و ناآگاه دانست. اما یک حالت بدبینانه تری هم وجود دارد، اینکه مشاور محترم به خاطر منافع شخصی اطلاعات اشتباه و غلطی را در اختیار مدیریت قرار بدهد. در هر حالت ممکن است که این مشاوره غلط در سطح کلان و تصمیم گیری‌های کلی فاجعه به بار بیاورد، که تجربه این چنین اتفاق‌هایی را هم در کشور داشته‌ایم و کم در این مورد ضربه نخوردیم.

یاد مطلبی از وبلاگ جادی افتادم. در سال ۱۹۹۸ به درخواست مجلس سنای آمریکا یکی از گروه‌های هکری فوق العاده حرفه‌ای به اسم لافت در مجلس حاضر شدند تا به سوالات نمایندگان در مورد مسائل قانونی و فنی پیش رو پاسخ بدهد. همه در زمینه خاصی متخصص بودند و هیچ کس خارج از علم خود صحبتی نمی‌کرد.

نوشته شده برای وب سایت پیداد

 

آینده‌هایی ممکن برای فریم‌ورک جغد

امروز در همایش توسعه‌دهندگان وب ایران بودیم و در یکی از ارائه‌ها فریمورک FrontEnd جغد معرفی شد. جدای از نحوه ارائه و حواشی اون در توییتر چیزی به ذهنم رسید که ممکنه مفید باشه.

من در ذهن خودم دو آینده ممکن رو برای این فریم‌ورک تصور کردم که به سمع و نظر شما می‌رسانم.

آینده شماره یک: 

بعد از همایش، توسعه دهنده‌های تقریبا از فیدبک نا امید و دلسرد میشن و تقریبا کار روی فریم‌ورک رو رها میکنن. یا اصلا اگر با ناامیدی کاری نداشته باشیم. میتونیم تصور کنیم سرشون شلوغ میشه و کار رو تقریبا ول میکنن و هر از گاهی برای دل خوشی و تفریح چند خط کد میزنن و مثلا سعی میکنن پروژه رو زنده نگه دارن.

آینده شماره دوم: 

فیدبک‌ها رو میگیرن و تقریبا میفهمین که کجای کار مشکل داره. در اولین و سریعترین زمان ممکن نسخه بعدی رو با توجه درخواست‌ها و فیدبک‌های دریافت شده منتشر می‌کنن. طی این مدت هم سعی میکنن روابط رو قویتر کنن و بعضی دوستان خودشون رو به پروژه اضافه کنن و به اصطلاح کم کم کامیونیتی خودشون رو بسازن و توسعه بدن. بعد از مدتی هم به خاطر ویژگی‌هایی که اضافه شده، فریم‌ورک جغد در رده خوبی قرار داره و تقریبا با تکیه بر کامیونیتیش خوب پیش میره.

 

آآآآآآآآآآآآآآآآآما از این موارد که بگذریم چند نکته هست که شاید بهتر بود ایمیل زده می‌شد به خود توسعه دهند‌ه‌های «فریم‌ورک جغد» ولی خوب اونها رو هم اینجا می‌نویسم. الیته بیشتر اینها یه اگر من به جای شما بودم داره که حذف کردم.

  1. توی متن‌ها و هر جایی که کلمه اولین و first هست رو نابود می‌کردم.
  2. مواردی که توی فیدبک‌ها مطرح شده بود رو بررسی و اصلاح می‌کردم
  3. زبان انگلبسی رو به سایت اصلی فریم‌ورک اضافه میکردم و با این کار تا حدودی از دایره کاربران و توسعه دهندگان فارسی خارج می‌شدم.
  4. در اولین نسخه test بعدی که در فاصله کوتاهی منتشر خواهد شد. حتما به جای استفاده از Sass با LESS حتما از PostCSS استفاده می‌کردم.
  5. سعی می‌کردم کمی روی برند جغد بیشتر کار کنم.
  6. مجموعه‌ای تجاری IKAcc که در حال حاضر سازنده و مالک فریم‌ورک جغد هست رو به عنوان حامی معرفی کردم.
  7. لایسنس پروژه رو دقیق مشخص میکردم (بازمتن یا نرم‌افزار آزاد لایسنس‌های مختلفی دارن)
  8. سعی می‌کردم نسخه stable بعد رو حتما روی مخازن npm هم ارائه کنم.

آما حرف آخر:

در حال حاضر چیزی بیش از ۴۰ تا فریم‌ورک فرانت‌اند وجود دارند که از این تعداد حدود ۱۷ تای اونها طی دو سال اخیر بروز رسانی شدن. اگر هر کدوم اینها قبل از شروع جمله «خوب این هست من چرا یکی دیگه بسازم» رو گفته بودن الان شاید اون عدد بالایی خیلی کمتر بود. اما اکثر اینها احتمالا با این جمله شروع شدن «من ایده‌هایی دارم که از این بهتر هست»

من شاید به این زودی‌ها از این فریم‌ورک برای کارهای تجاری و جدی استفاده نکنم. ولی حتما برای تست روی یک پروژه شخصی ازش استفاده می‌کنم.

آرزوی موفقیت می‌کنم برای هممون

وقتی از ربات حرف میزنم از چه حرف میزنم

توی تاکسی نشسته بودیم و بحث ایرانسل و هک شدنش مطرح بود. که راننده تاکسی گفت: یکی یه روبات تلگرام ساخته و رباته رفته ایرانسل رو هک کرده.

تقریبا دیدگاه این شخص در مورد کلمه ربات به نظر و دیدگاه عموم مردم نزدیک هست. مردم معمولا ربات‌ها رو ماشین‌هایی نیمه هوشمند میدونن که خودشون قدرت تصمیم گیری دارن و کارهایی رو که براش ساخته شدن رو انجام میدن.

robotevolution

راهنمای هیچ هایکینگ به کهکشان

هیچ‌هایکینگ یا ترجمه فارسی اون رایگان‌سواری نوعی مسافرت هست که در اون فرد برای حمل و نقل هزینه نمیکنه. بلکه کنار جاده می‌ایستند و با نشان دادن انگشت شست یا اشارات مختلف دیگه از راننده‌ها میخوان که اونها رو سوار کنند. البته مسافت طی شده بستگی به راننده داره و مسیری که شما طی می‌کنید.

در سال 1971 کتابی با عنوان راهنمای هیچ هایکینگ به اروپا (Hitch-hiker’s Guide to Europe) منتشر شد که راه و روش‌های هیچ‌هایکینگ به اروپا رو توضیح میداد. در کل هیچ‌هایکینگ روش و منش خودش رو داره و حتی توی فرهنگ‌های مختلف نحوه ایستادن و اشاره به ماشین متفاوت هست.

Four-hitchhikers-one-guitar-1050x696

اطلاعیه بسیار مهم در مورد سوء استفاده حتمی شرکت پارس‌آنلاین

طی چند هفته اخیر به صورت مکرر شرکت پارس آنلاین اقدام به پخش تبلیغات در هنگام مرور اینترنت کرده. حالا اسم فنی اون چی میشه کاری ندارم. هر بار هم این موضوع برای من اتفاق افتاده تماس گرفتم و اعتراض کردم. فقط گفتن دارن پیگیری میکنن.

من نمیدونم چی رو دارن پیگیری میکنن ؟ این مشکلی نیست که ناخودآگاه یا به خاطر باگ درست شده باشه که دوستان در پارس آنلاین در حال پیگیری موضوع هست. کاری هست که خودشون انجام میدن.

parsonline

درسته که ما کاربران و اعصاب ما کمترین و آخرین چیزی هست ISP های عزیز بهش فکر میکنن و هیچ جایگزین دیگه‌ای براش نداریم. ولی حداقل کاری که میشه کرد این هست که هر وقت با این نوع تبلیغات برخورد کردیم همون لحظه بدون وقفه تماس بگیریم و اعتراض کنیم. اگر اعتراض نکنیم بعد از مدتی این روش تبدیل به یک روش عادی میشه برای تبلیغات و اسپم. همون طوری که در مورد sms ها اعتراض جدی نشد و الان تبدیل شده به یک معضل.

 

پی‌نوشت: این متن در بی‌اعصاب ترین حالت صاحب بلاگ نوشته و منتشر شده است.

به Atom رفتم و بازگشتم: تجربه یک مهاجرت ناکام از sublime text به atom

خیلی وقت هست که داشتم با sublime کار می‌کردم و واقعا راضی بودم. تنها مشکلی که داشت و خیلی وقتها اذیت می‌کرد، پشتیبانی نکردن از متون فارسی بود. پس رفتم سراغ چیزی که این مشکل رو نداشته باشه.

نمایش متن فارسی در atom

نمایش متن فارسی در atom

 

نمایش متن فارسی در sublime text

نمایش متن فارسی در sublime text

 

در اولین حرکت سعی کردم که رنگ بندی محیط atom رو با sublime یکی کنم (چون به اون رنگ بندی عادت کرده بودم.) در این مورد با نصب پوسته itg-dark-syntax تقریبا مرتفع شد.

مورد بعدی minimap بود که توی sublime واقعا خیلی به درد میخورد و اینجا به صورت پیش فرض وجود نداشت، پس گشتم و پیکج اون رو هم نصب کردم. که البته تعداد پیکج‌های مشابه زیاد بود ولی با نصب این پکیج به چیزی می خواستم رسیدم. اما هندلینگ و حرکت و سرعتش هنوز با اون چیزی که توی sublime بود تفاوت داشت و من نتونستم توی این مدت بهش عادت کنم.

در اکثر مواقع کار من از انتخاب ستونی استفاده می‌کنم. ولی atom به صورت پیش فرض این رو در خودش نداشت و بازهم با نصب یک پیکج تونستم این مورد رو هم حل کنم.

پکیج‌های color-picker و emmet هم چیزی بود که باید نصب میشد و فرقی نمیکرد sublime باشه یا atom

مورد بعدی که باهاش مشکل داشتم بحث مشخص کردن انتخاب کلمات مشابه بود. (دقیق نمیدونم اصطلاحش چی میشه). در sublime وقتی یک کلمه رو انتخاب می‌کنیم به صورت خودکار تمام کلمات مشابه اون رو هم نمایش میده. ولی در atom برای این کار حتما باید از جستجو استفاده کنیم.

سمت راست sublime - سمت چپ atom

سمت راست sublime – سمت چپ atom

 

چیزی که استفاده زیادی برای من داره، که باز هم اصطلاحش رو دقیقا نمیدونم چی هست. بحث گزینه‌هایی هست که بخشی از کد رو جمع میکنه و اجازه میده کدهای طولانی رو راحتتر ویرایش کنیم. در sublime بعد از جمع کردن کد میتونید اون رو انتخاب کنید و جابه‌جا کنید. ولی توی atom وقتی کد رو میبندیم با انتخاب کردنش کل کد دوباره باز میشه.

منظورم اون چیزی هست که با فلش‌های قرمز مشخص کردم.

منظورم اون چیزی هست که با فلش‌های قرمز مشخص کردم.

 

و در پایان بحث سنگین بودن اون در باز کردن فایل‌های حجیم هست. اگر یک فایل css که از روی اجبار حدود ۱۱ هزار خط باشه رو با sublime باز کنید بدون مشکل و سریع باز میشه. ولی با atom هم در لحظه باز شدن فایل کرش میکنه و در زمان کار هم به شدت با cpu وصلت میکنه.

در پایان به عنوان یک نادم پشیمان از این که مدتی به sublime text پشت کردم از تمام جامعه عذرخواهی می‌کنم و دوباره به آغوش اون باز میگردم.

ده سالگی جی‌کوئری و اگر جی‌کوئری نبود

۱۴ ژانویه روزی بود که برای اولین بار توسعه‌دهنده جی‌کوئری جناب John Resig اون رو در کنفرانس BarCamp نیویورک معرفی کرد و میشه گفت در حال حاضر تعداد خیلی خیلی زیادی از سرویس‌های وب و وب‌سایت‌ها از جی‌کوئری استفاده می‌کنند. تعداد زیادی از فریمورک‌های بر پایه جی‌کوئری هستند و شاید بدون اون خیلی چیزها غیرممکن یا خیلی سخت خواهد بود. ممکنه ۱۰ سال دیگه همچین چیزی رو در مورد هر چیز دیگه‌ای بگیم.

logo-jquery

یک لحظه صبر کنید ! 

واقعا؟ واقعا چرا باید اینجوری فکر کنیم؟ درسته که تاثیر jQuery در وب رو نباید نادیده بگیریم ولی اغراق هست اگر بگیم اگر نبود فلان میشید یا بیسار می‌شد. تا اونجایی که من یادم میاد قبل از jQuery یک کتابخانه جاوااسکریپت دیگه بود به نام mootools که بر حسب اتفاق دقیقا امروز (۱۴ ژانویه) نسخه 1.6 اون منتشر شده. به نظر من اگر jQuery و یا امسال اون یا هرچیز دیگه‌ ۱۰ – ۱۲ سال پیش به وجود نمی‌اومد حتما چیزی دیگه‌ای ظهور می‌کرد. پرش از یک مرحله به مرحله بعدی حتما رخ میده و اجتناب ناپذیر هست.

 

بیایید به چیز دیگه‌ای فکر کنیم. چیزهایی مثل jQuery یا هرچیز دیگه‌ای یک نقطه شروع داشتن. و در نقطه شروع چیز کاملی نبودن ولی بعدا و به مرور زمان از یک چیز کوچیک و ناقص تبدیل شدن به یک ضرورت و باید. پس کدهای کوچیکی که مینوسیم رو دست کم نگیریم و اونها رو منتشر کنیم و به دیگران معرفی کنیم. خدا رو چه دید شاید ۱۰ سال دیگه کدی که شما امشب روش دارید کار می‌کنید به یک ضرورت در وب تبدیل شده باشه.

روز باکتاب به جای روز بدون شلوار

امروز یا دیروز تعداد زیادی از مردم لندن بدون شلوار رفتن توی مترو. حالا اینکه چرا این کار رو کردن، برمیگرده به یک گروه تفریحی که سال ۲۰۰۲ این کار رو شروع کرد. موضوع اصلی این هست که ما نمی‌تونیم بدون شلوار بریم توی مترو، اگر هم بریم ممکنه چند روز نتونیم بریم خونه :دی. جدای از شوخی توی ایران نمیشه از این خوشمزه بازی‌ها درآورد ولی می‌تونیم از همین موضوعات که یک موج رسانه‌ای درست کرده و الان همه سایت‌های خبری یه مطلب کوتاه در موردش مینویسن ایده بگیریم. و یک موج درست کنیم.

روز با کتاب (روز بدون گوشی هوشمند)

یه زمانی به صورت اجباری باید هر روز با مترو می‌رفتم سرکار و برمیگشتم. همیشه توی مسیر کتاب می‌خوندم. چند باری شد که اتفاقی دیدم که یک ردیف نشسته بدون استسنا سرشون داخل تبلت یا گوشی هست. ایده‌ای که داشتم با یادآوری همین روز بدون شلوار بود. روز بدون گوشی هوشمند یا بهتر بگم روز با کتاب.

baketab

تصور کنید به جای اون یک ردیف کامل که نشسته دارن با تبلت بازی میکنن، یه ردیف بودن که داشتن کتاب می‌خوندن. میتونیم یک روز یا چند روز پشت هم رو مشخص کنیم و در اون روز یا روزها اصلا و ابدا به غیر از مکالمه کوتاه هیچ کاری با گوشی هوشمند داخل مترو و یا در مکانهای عمومی (خیابان و غیره) انجام ندیم و به جاش یه کتاب دستمون باشه و مطالعه کنیم. این حداقل حرکتی هست که می‌تونیم برای گسترش کتابخوانی انجام بدیم.

برای این کار هیچ هماهنگی با هیچ نهاد و سازمانی نیاز نیست، این کار هیچ هزینه‌ای نداره. فقط یه هماهنگی و اطلاع رسانی میخواد، همین.

من پیشنهاد می‌کنم اولین شنبه بهمن ماه امسال این کار رو انجام بدیم. اگر موافق هستید این مطلب رو به اشتراک بگذارید و یا در وبلاگ خودتون در این مورد مطلب بنوسید.

راستی من برای اطلاع رسانی هشتگ #باکتاب رو پیشنهاد می‌کنم. به امید اینکه این کار رو نه فقط در اون روز بلکه همیشه انجام بدیم.